ای دل…اینجا دگر جای ما نیست
با غم ما کسی آشنا نیست
ای بلاکش..چه جویی؟چه خواهی؟
در دیاری که رسم وفا نیست
مهربانی ندارد خریدار
عشق وحسن و هنر را بها نیست
هر چه بینی فریب است ونیرنگ
روی دل ها به سوی خدا نیست
ای دل خسته!با درد خو کن
اشک غم را نهان در گلو کن
غنچه آرزوی تو پژمرد
بعد از این مرگ را آرزو کن
سر به دریای حیرت فرو بر
گوهر عشق را جست و جو کن
گرچه آن گل تو را برد از یاد
هر نفس یاد او …یاد او کن

|